يحيى دولت آبادى
352
حيات يحيى ( فارسى )
بود تا عنوان رسمى رياست جمهورى درست بشود . روز آخر برج حوت است جمهورىطلبان از نمايندگان مجلس فشار ميآورند كه در همين روز بايد موضوع جمهورى مطرح و به پيشنهاد آنها رأى گرفته شده كار تمام شود و تصور ميكنند با وجود مذاكرات خصوصى كه با نمايندگان پيرو سياست سردار سپه شده اكثريت رأى موافق خواهد داد ولى نميدانند اكثريت با مطرح شدن اين موضوع به اين شتاب و با اين وقت تنگ موافق نيست و اينجا هيئت علميه مجلس قوت اكثريت را به خود گرفته جدا ايستاده است كه موضوع نبايد مطرح بگردد و آقا سيد حسن مدرس سردسته هيئت مزبور در اين موضوع در معنى سردسته تمام مخالفين سردار سپه و جمهورى خواهان شده علنا بر ضد اين كار صحبت و اصرار مىكند . سيد محمد تدين بيرجندى در مقابل او سردسته كاركنان سردار سپه و جمهوريخواهان گشته ميرود در ميان مردم بسيار كه در باغ بهارستان در پاى عمارت مجلس جمع شدهاند و مركبند از كاركنان سردار سپه و از مخالفين او و اتفاقا سيد محمد تدين در اين شب با اسبابچينى كاركنان نظميه عدد موافقين جمهورى بيشتر شده است آنها را تحريك مىكند كه باهم همصدا شده باسم و به شخص مدرس را مورد طعن و لعن